تحلیل تحرکات اخیر آمریکا

تحلیل تحرکات اخیر آمریکا

به هر میزانی که به انتخابات امریکا نزدیک میشویم، تحرکات ترامپ برای ارائه چهره ای صلح طلب و متمایل به پایان جنگ با ایران،بیشتر می شود. آثار و تبعات احتمالی این تحرکات در چند بند بررسی می شود.

1.دلیل روشن تحرکات دیپلماتیک واشنگتن که از سوی میانجی ها دنبال می شود، این است که ترامپ و جمهوریخواهان نیاز دارند مردم آمریکا را متقاعد کنند که عامل اصلی جنگ نیستند و با همین انگیزه پیشنهاداتی را مطرح میکنند که از طریق میانجی ها به ایران منتقل می شود.در واقع هر چه به انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا نزدیکتر میشویم، اهمیت افکارعمومی و برداشت رای دهندگان از عملکرد دولت جمهوریخواه نیز بیشتر میشود و ترامپ ناچار است تصویری متفاوت از یک رییس جمهور جنگ افروز ارایه دهد.از این منظر،طرح موضوع مذاکره و دیپلماسی میتواند بخشی از تلاش او برای مدیریت تبعات سیاسی جنگ در داخل آمریکا باشد.بنابراین، نمیتوان هر پیشنهاد یا اظهارنظر دیپلماتیک ترامپ را لزوما به معنای تغییر بنیادین رویکرد او تلقی کرد، بلکه باید آن را در چارچوب شرایط سیاسی داخلی آمریکا و نیازهای انتخاباتی جمهوری خواهان مورد ارزیابی قرار داد. نشست محرمانه اخیر مقامات ارشد دولت آمریکا در کمپ دیوید با هدف تقویت پدافند هوایی در خلیج‌فارس نیز نشانگر ادامه رویکرد جنگ طلبانه واشنگتن و بررسی اجرای سناریوهای نظامی علیه ایران است. لذا رفت و آمد میانجیها و پیشنهاداتی که آمریکا به صورت متناوب ارایه میدهد، بدان معنا نیست که واقعا اراده ای برای توقف جنگ در ترامپ ایجاد شده باشد. در مقام عمل، آمریکا باید محاصره دریایی را بردارد، محاصره هوایی را لغو کند و از حالت جنگی خارج شود و سپس پیشنهادات خود را برای بررسی به اطلاع ایران برساند. آنچه اهمیت دارد، تبدیل پیشنهادات سیاسی به اقدام عملی است؛ اگر قرار باشد آمریکا از یکسو از دیپلماسی صحبت کند و از سوی دیگر فشارهای نظامی و اقتصادی و تحرکات جنگ طلبانه ادامه داشته باشد، طبیعی است که ایران این وضعیت را بر نمی تابد.

2.در حال حاضر، جمهوریخواهان به سرعت در حال از دست دادن کرسیهای خود در مجلس نمایندگان و سنا هستند و بنابراین باید رویکردی متفاوت از رویکرد ترامپ، که یک رویکرد جنگ طلبانه است، داشته باشند. از این رو، با اتخاذ رویکردی متمایل به دیپلماسی و نمایش رویکرد دیپلماتیک جی دی ونس معاون رئیس جمهور، تلاش میکنند نشان دهند که دیدگاه جمهوریخواهان درباره موضوع ایران و جنگ با دیدگاه ترامپ متفاوت است تا رای دهندگان به دلیل خطاهای ترامپ به سمت دموکراتها نروند و همچنان حمایت خود را از جمهوریخواهان ادامه دهند.برای جمهوریخواهان مهم است که میان سیاستهای دولت و هزینه هایی که این سیاستها برای جامعه امریکا ایجاد میکند، فاصله ای ایجاد کنند. لذا تحرکاتی که در مقطع کنونی ازسوی امریکا، ترامپ و ونس در حال انجام است، یک طراحی است برای اینکه بتوانند آرای بیشتری را برای جمهوریخواهان در انتخابات جذب کنند. این تحرکات را نمیتوان صرفا در چارچوب تحولات سیاست خارجی و روابط ایران و امریکا تحلیل کرد، بلکه بخشی از آن به شرایط داخلی امریکا و نیاز جمهوریخواهان به مدیریت فضای انتخاباتی بازمیگردد. آنها نیاز دارند این تصور را ایجاد کنند که در کنار استفاده از ابزارهای فشار، امکان حرکت به سمت دیپلماسی و کاهش تنش را نیز درنظر دارند، به خصوص در شرایطی که ادامه جنگ میتواند هزینه های سیاسی و اقتصادی بیشتری ایجاد کند، طبیعی است که دولت آمریکا به دنبال راههایی برای کنترل این هزینه ها باشد.

3. در حال حاضر، یکی از مسائل مهم در امریکا افزایش قیمت بنزین و گازوییل است که به طور طبیعی اثر منفی بر شرایط داخلی امریکا گذاشته است. قیمت انرژی مستقیما با زندگی روزمره مردم امریکا ارتباط دارد و افزایش قیمت بنزین و گازوییل میتواند نارضایتی عمومی ایجاد کند. از این منظر، کاهش فشارهای ناشی از جنگ و ایجاد شرایطی که بازار انرژی بتواند وضعیت باثبات تری پیدا کند، برای دولت امریکا اهمیت ویژه ای دارد. بنابراین، بخشی از تلاش برای نشان دادن تمایل به پایان جنگ را نیز میتوان در ارتباط با تلاش برای کاهش قیمت سوخت ارزیابی کرد.
4.ترامپ علیرغم نمایش رفتار دیپلماتیک، برای تشدید فشارهای اقتصادی به تهران به دنبال همصدا کردن تعدادی از کشورهای منطقه با واشنگتن است.البته باید توجه داشت که فشار اقتصادی صرفا یکطرفه نیست و هر اقدامی که یک طرف برای محدود کردن طرف مقابل انجام دهد، میتواند آثار و تبعاتی برای او نیز داشته باشد و همه طرفهای درگیر با هزینه های اقتصادی آن مواجه شوند. آمریکا ایران را تحریم کرد تا این کشور را از منافع اقتصادی خود محروم کند،ایران نیز متقابلا با مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز،آمریکا و کشورهای منطقه را از منافع اقتصادی خود محروم کرد. بنابراین، امروز مشکلات اقتصادی جدی در آمریکا و اروپا وجود دارد و حتی اروپاییها ذخایر گازوییل خودشان را بالاجبار وارد بازار کرده اند. این متغیرها نشان میدهد که آنها نیز از این آثار تحریمی متضرر شده اند و در آینده چه بسا بیش از ایران متضرر شوند. بنابراین، اگر قرار باشد این شرایط ادامه پیدا کند، تبعات آن به مرور زمان افزایش پیدا کرده و کشورهای بیشتری را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در واقع اگر هیچ نفتی از خلیج فارس صادر نشود و هیچ کالایی به منطقه وارد نگردد، مشکلات اقتصادی برای آمریکا و کشورهای خلیج فارس مضاعف می شود. برخی کشورها که منافع خود را به منافع آمریکا گره زده و در تحریمهای هوایی علیه ایران شرکت کرده اند نیز بتدریج از مزایای پروازی محروم میشوند. لذا هر اقدامی که در حوزه اقتصادی و ارتباطات منطقه ای انجام میشود، آثار متقابل خود را دارد و کشورهای منطقه نیز بخشی از این معادله هستند.یادمان باشد که ترامپ در اوایل ریاست جمهوری گفته بود قصد دارد یکهزار میلیارد دلار از خلیج فارس درآمد حاصل کند. با توجه به محاصره هوایی یمن توسط عربستان، این احتمال هم وجود دارد که شرایطی که امروز به دلیل تجاوز آمریکا به ایران در تنگه هرمز ایجاد شده، در باب المندب نیز پدید آمده و حتی تشدید شود. باب المندب مانند تنگه هرمز از مسیرهای مهم منطقه است و هرگونه ناامنی در آن میتواند پیامدهایی برای کشورهای منطقه و حتی فراتر از آن داشته باشد. به همین دلیل، ادامه درگیری عربستان با یمن و گسترش دامنه آن نمیتواند صرفا یک مساله دوجانبه باقی بماند و آثار آن ممکن است به سایر کشورهای منطقه سرایت کند.
5. تجربه ای که آمریکا از مسیر جنگ به دست آورده، نشان میدهد که استفاده از گزینه نظامی نمیتواند آنها را نجات دهد و چه بسا که شکست های دیگری را بر کارنامه آنها بیافزاید؛ لذا وقتی یک مسیر نتیجه مورد انتظار را ایجاد نمیکند، طبیعی است که باید مسیر دیگری را مورد آزمایش قرار داد. در این شرایط رویکرد واشنگتن برای ورود به مذاکره پیرامون برنامه هسته ای ایران نیز مردود است چون تهران بر این باور است که تا زمان اجرای شروط ایران،امکان ورود به مذاکرات هسته ای وجود ندارد. واقعیت این است که شرایط میدانی بعد از شکست آمریکا و پس از امضای تفاهمنامه اسلام آباد تغییر پیدا کرده و ایران موضوع هسته ای را جدا از مساله جنگ می داند. به عبارت دیگر، مساله اصلی میان ایران و آمریکا موضوع هسته ای نیست، بلکه تغییر وضعیت موجود و پایان دادن به شرایط جنگی است و پس از آن میتوان درباره مسائل دیگری که میان دوطرف وجود دارد، گفتگو کرد. به همین دلیل، تلاش برای انتقال سریع بحث از مساله جنگ به موضوع هسته ای، منتفی است و نمیتواند زمینه لازم برای یک توافق جدی و عادلانه را فراهم کند.

ترامپ و دولت او گزاره جنگ علیه ایران را امتحان کرده و از مسیر جنگ به نتیجه دلخواه خود نرسیده اند البته چنانچه به تعهدات خود در تفاهم با ایران، پایبند بودند شاید می توانستند از باتلاقی که خود ساخته اند خارج شوند.آمریکا باید بداند که بدون انجام شروط ایران،نمی تواند از بحران فعلی خارج شود و جمهوریخواهان اگر به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری چشم دوخته اند با کسب تجربه از نتایج انتخابات کنگره، می بایست رفتار سلطه طلبانه نسبت به کشورهای جهان از جمله قدرتی نوظهور به نام ایران را تغییر دهند.

کد مطلب 2284400

  • حافظ و سعدی و زیبایی های ادبیات ایران در زمان جنگ/ متن کامل پیام «تمیم برغوثی» برای مراسم پاسداشت

    حافظ و سعدی و زیبایی های ادبیات ایران در زمان جنگ/ متن کامل پیام «تمیم برغوثی» برای مراسم پاسداشت

  • تحلیل تحرکات اخیر آمریکا

    تحلیل تحرکات اخیر آمریکا

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Are you human? Please solve:Captcha