وقتی «تربیت» والدین را مضطرب می‌کند؛ خدا در این میان چه نقشی دارد؟

وقتی «تربیت» والدین را مضطرب می‌کند؛ خدا در این میان چه نقشی دارد؟

وقتی فرزند در معرض سیل محتوای فضای مجازی، تغییرات فرهنگی و آسیب‌های اخلاقی قرار می‌گیرد، اضطراب والدین قابل درک است؛ اما آیا پدر و مادر باید تصور کنند سرنوشت تربیتی فرزند کاملاً در دست آنهاست؟ آموزه‌های توحیدی با تأکید بر ماجرای حضرت موسی(ع) و مادرش، تصویری متفاوت ارائه می‌کنند: والدین باید نهایت توان خود را برای تربیت به کار بگیرند، اما نتیجه را به خدا بسپارند؛ خدایی که می‌تواند حتی در قلب کاخ فرعون، زمینه رشد و هدایت یک انسان را فراهم کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تربیت دینی فرزند را نباید نوعی مهندسی رفتار دانست؛ بلکه می‌توان آن را به «باغبانی توحیدی» تشبیه کرد. در این نگاه، وظیفه والدین تلاش و انجام مسئولیت است و آرامش آنان از توکل به خداوند سرچشمه می‌گیرد؛ زیرا باور دارند هدایت حقیقی دل‌های انسان‌ها، حتی در دشوارترین و آلوده‌ترین محیط‌ها، در نهایت به دست پروردگار توانمند است.

تربیت جنسی؛ ضرورتی جدی در فضای امروز

خانواده امروز در شرایطی قرار گرفته که مرزهای فرهنگی تا حد زیادی درهم ریخته و کودکان و نوجوانان، به‌ویژه از طریق فضای مجازی، با انواع محرک‌ها و محتواهای نامناسب مواجه هستند. در چنین شرایطی، تربیت جنسی دیگر یک موضوع فرعی یا انتخابی نیست؛ بلکه به ضرورتی جدی برای حفظ سلامت نسل آینده تبدیل شده است.

غفلت در این زمینه می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد؛ به‌خصوص آنکه جریان‌های مختلف برای اثرگذاری بر ذهن، احساس و غرایز نسل جوان برنامه‌ریزی می‌کنند.

بنابر روایت حوزه، در همین راستا، حجت‌الاسلام محسن عباسی‌ولدی در سلسله جلساتی درباره این موضوع، نکات قابل توجهی را مطرح کرده است که با هدف استفاده والدین و دغدغه‌مندان عرصه تربیت، در این مطلب بازخوانی می‌شود.

پدر و مادر؛ پیش از تربیت دینی، نگاه توحیدی را بشناسید

پدر عزیز، مادر گرامی؛ اگر نگاه توحیدی در ذهن و دل ما شکل نگرفته باشد، ورود به عرصه تربیت دینی می‌تواند ما را دچار اضطراب و سردرگمی کند.

اما نگاه توحیدی چیست؟

یعنی باور داشته باشیم که خداوند همه‌کاره عالم است و ما بندگانی هستیم که وظیفه داریم مسئولیت خود را انجام دهیم. یعنی بدانیم خداوند «رب» همه موجودات است و هدایت و پرورش انسان‌ها نیز در نهایت تحت ربوبیت او قرار دارد.

من به خدایی ایمان دارم که قدرت هدایت انسان را حتی در دل تاریک‌ترین محیط‌ها دارد؛ خدایی که می‌تواند زنی را در قلب جامعه‌ای سرشار از شرک و کفر، آن هم در خانه فرعون و در کنار فرمانروای کفر، به الگویی برای اهل ایمان تبدیل کند.

قرآن کریم همسر فرعون را به عنوان نمونه‌ای برای مؤمنان معرفی می‌کند:

«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ…»

در قرآن، دو زن به عنوان نمونه ایمان معرفی شده‌اند که یکی از آنها آسیه، همسر فرعون است. این یعنی خداوند می‌تواند هدایت خود را حتی در قلب کاخ فرعون جاری کند.

«یَهْدِی مَن یَشَاءُ»

خداوند هر کس را که بخواهد هدایت می‌کند.

اضطراب تربیتی؛ وقتی والدین خود را همه‌کاره می‌بینند

مسئله اصلی دقیقاً همین‌جاست. یکی از تفاوت‌های بنیادین تربیت دینی با تربیت غیردینی، در نوع نگاه به نقش انسان و خداوند در فرآیند تربیت است.

این تفاوت، یک نکته فرعی نیست؛ بلکه یکی از ارکان نگاه دینی به تربیت محسوب می‌شود. آیات قرآن، روایات و ادعیه اسلامی بارها بر همین حقیقت تأکید می‌کنند.

اگر این اصل را از تربیت دینی حذف کنیم، بسیاری از توصیه‌های تربیتی که رنگ دینی دارند، معنای واقعی خود را از دست می‌دهند.

ممکن است گفته شود: «ما آمده‌ایم مهارت‌های تربیتی را یاد بگیریم.» مهارت لازم است، اما در نگاه دینی، انسان باید از مسیری حرکت کند که دین برای رسیدن به مقصد ترسیم کرده است.

در تربیت دینی، مهارت و تلاش انسان جای توکل را نمی‌گیرد؛ بلکه تلاش انسان باید در کنار شناخت وظیفه و اعتماد به خدا معنا پیدا کند.

وقتی «تربیت» والدین را مضطرب می‌کند؛ خدا در این میان چه نقشی دارد؟

نسخه آرامش‌بخش والدین؛ داستان مادر موسی(ع)

برای فهم این نگاه توحیدی، می‌توان به آیات سوره قصص درباره مادر حضرت موسی(ع) توجه کرد.

ماجرا از زمانی آغاز می‌شود که فرعون فرمان داده بود پسران بنی‌اسرائیل را بکشند. هر نوزاد پسری که متولد می‌شد، در معرض خطر مرگ قرار داشت.

مادر موسی(ع) نیز باردار بود.

اگر فرزندش پسر باشد، چه خواهد شد؟

موسی(ع) متولد شد و خطر همچنان پابرجا بود. در چنین شرایطی، خداوند به مادر موسی(ع) الهام کرد:

«فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ»

اگر بر جان او بیمناک شدی، او را به رودخانه بیفکن.

در نگاه نخست، این دستور بسیار عجیب به نظر می‌رسد. مادری می‌خواهد فرزندش را از مرگ نجات دهد، اما مأمور می‌شود نوزاد خود را در صندوقی قرار داده و به آب بسپارد.

اما پیام الهی روشن است: تو فقط بخشی از ماجرا را می‌بینی؛ من رب تو، رب دریا و رب فرزند تو هستم.

خداوند سپس به او اطمینان می‌دهد:

«وَ لَا تَخَافِی وَ لَا تَحْزَنِی»

نترس و اندوهگین مباش.

و وعده می‌دهد:

«إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ»

ما او را به سوی تو بازمی‌گردانیم.

این دقیقاً همان چیزی است که می‌توان آن را «نسخه توحیدی» برای والدین دانست؛ تلاش کن، وظیفه‌ات را انجام بده، اما نتیجه را در اختیار خودت تصور نکن.

وقتی «تربیت» والدین را مضطرب می‌کند؛ خدا در این میان چه نقشی دارد؟

وقتی مسیر خطر، به مسیر نجات تبدیل می‌شود

صندوقچه موسی(ع) روی امواج نیل حرکت کرد و سرانجام به جایی رسید که هیچ‌کس انتظارش را نداشت: کاخ فرعون.

در نگاه انسانی، مادر موسی فرزندش را برای نجات از مأموران فرعون به آب سپرده بود، اما اکنون همان صندوق به مرکز قدرت دشمن رسیده بود.

با این حال، آنچه در ظاهر یک خطر تازه به نظر می‌رسید، در حقیقت بخشی از تدبیر الهی بود.

خداوند قرار بود موسی(ع) را در همان خانه‌ای پرورش دهد که فرعون در آن زندگی می‌کرد؛ همان فرعونی که فرمان قتل کودکان بنی‌اسرائیل را صادر کرده بود.

خداوند در این ماجرا، محل تهدید را به محل پرورش تبدیل کرد.

آل فرعون موسی را از آب گرفتند، اما نمی‌دانستند کودکی که وارد کاخشان شده، در آینده در برابر نظام فرعونی خواهد ایستاد.

در این میان، همسر فرعون، آسیه، نقش مهمی پیدا می‌کند. او وقتی موسی را می‌بیند، به فرعون می‌گوید:

«قُرَّتُ عَیْنٍ لِّی وَلَکَ لَا تَقْتُلُوهُ»

او را نکشید؛ مایه روشنی چشم من و شماست.

فرعون گمان می‌کرد کودکی را به خانواده خود اضافه کرده است، اما در واقع، به خواست خداوند، زمینه رشد کسی را فراهم می‌کرد که بعدها در برابر او خواهد ایستاد.

قرآن در توصیف این غفلت می‌فرماید:

«وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ»

و آنان از آنچه در حال وقوع بود، آگاه نبودند.

این ماجرا یادآور یک حقیقت مهم است: انسان همه ابعاد یک اتفاق را نمی‌بیند، اما خداوند از تمام مسیر آگاه است.

دل مادر موسی در دست خدا بود

در ادامه داستان، قرآن از وضعیت روحی مادر موسی(ع) سخن می‌گوید:

«وَ أَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَیٰ فَارِغًا»

دل مادر موسی تهی و بی‌قرار شد.

آن‌قدر نگرانی او شدید بود که قرآن می‌فرماید:

«إِنْ کَادَتْ لَتُبْدِی بِهِ»

نزدیک بود راز را آشکار کند.

در این لحظه، امداد الهی شامل حال او شد:

«لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَیٰ قَلْبِهَا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»

اگر قلب او را استوار نکرده بودیم، نزدیک بود حقیقت را آشکار کند.

این آیه درس مهمی برای والدین دارد: همیشه استقامت و آرامش، صرفاً نتیجه توانایی شخصی انسان نیست. گاهی خداوند قلب انسان را نگه می‌دارد و به او توان تحمل شرایط دشوار را می‌بخشد.

حتی مشکل تغذیه موسی هم در تدبیر الهی حل شد

موسی(ع) در کاخ فرعون به شیر نیاز داشت. اما اگر کودک شیر یکی از زنان شیرده آن محیط را می‌پذیرفت، ممکن بود ارتباط او با مادرش برای همیشه قطع شود.

قرآن می‌فرماید:

«وَ حَرَّمْنَا عَلَیْهِ الْمَرَاضِعَ»

خداوند شیر مادران دیگر را بر او حرام کرد.

در ظاهر، نپذیرفتن شیر دیگران یک مشکل بود، اما در حقیقت همین اتفاق موجب شد مسیر بازگشت موسی به مادرش فراهم شود.

در نهایت وعده الهی تحقق یافت:

«فَرَدَدْنَاهُ إِلَیٰ أُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ»

موسی را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و اندوهگین نباشد.

و قرآن هدف نهایی این ماجرا را چنین بیان می‌کند:

«وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ»

تا بداند وعده خداوند حق است.

مسئله همین‌جاست؛ ما گاهی به وعده‌های انسان‌ها اعتماد بیشتری داریم، اما در اعتماد به وعده الهی دچار تردید می‌شویم.

وظیفه ما تلاش است؛ هدایت در دست خداست

قرآن می‌فرماید:

«وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»

کسانی که در راه ما تلاش می‌کنند، قطعاً آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کنیم.

این آیه به معنای کنار گذاشتن تلاش نیست؛ اتفاقاً دعوت به مجاهده و کوشش است. اما در کنار تلاش، باید به هدایت خداوند اعتماد داشت.

سپس می‌فرماید:

«وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»

خداوند با نیکوکاران است.

پس والدین باید وظیفه خود را بشناسند، برای انجام آن تلاش کنند و در عین حال نتیجه را تنها به توانایی‌های خود وابسته ندانند.

همان نیل، روزی راه نجات را باز کرد

سال‌ها بعد، هنگامی که موسی(ع) بنی‌اسرائیل را از مصر خارج کرد، بار دیگر رود نیل در برابر او قرار گرفت.

از یک طرف دریا بود و از طرف دیگر سپاه فرعون.

بنی‌اسرائیل گرفتار ترس شدند و گفتند:

«إِنَّا لَمُدْرَکُونَ»

ما گرفتار خواهیم شد.

اما موسی(ع) پاسخ داد:

«کَلَّا ۖ إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»

هرگز چنین نیست؛ پروردگارم با من است و مرا هدایت خواهد کرد.

این جمله، نمونه‌ای از اعتماد توحیدی در لحظه‌ای است که همه راه‌های ظاهری بسته به نظر می‌رسند.

خداوند راه را با همان عصایی باز کرد که در دست موسی(ع) بود؛ ابزاری ساده که در نگاه ظاهری، تنها یک عصای چوپانی بود.

موسی عصا را به دریا زد و راه گشوده شد؛ بنی‌اسرائیل عبور کردند و سپاه فرعون در همان آب‌ها غرق شد.

این ماجرا یادآور این نکته است که انسان باید ابزار و توانایی‌هایی را که در اختیار دارد به کار بگیرد، اما نباید ابزار را مستقل از اراده الهی تصور کند.

والدین؛ نه مأیوس شوند و نه مسئولیت را رها کنند

ماجرای موسی(ع) فقط یک داستان تاریخی نیست؛ می‌تواند برای والدینی که امروز از آینده تربیتی فرزندان خود نگران هستند، حامل یک پیام باشد.

امروز بسیاری از پدرها و مادرها با دیدن محتوای نامناسب در فضای مجازی یا مشاهده یک رفتار نادرست از فرزندشان، سریعاً دچار ترس و ناامیدی می‌شوند و تصور می‌کنند دیگر همه‌چیز از دست رفته است.

اما آیا واقعاً چنین است؟

نگاه توحیدی می‌گوید: وظیفه خودت را بشناس و انجام بده؛ هدایت قلب فرزندت را تماماً در اختیار خودت تصور نکن.

در همین زمینه، نمونه‌هایی از تحول انسان‌هایی وجود دارد که در محیط‌های نامناسب رشد کرده‌اند، اما بعدها مسیر زندگی‌شان تغییر کرده است.

وقتی «تربیت» والدین را مضطرب می‌کند؛ خدا در این میان چه نقشی دارد؟

از ادواردو آنیلی تا دیگر نمونه‌های تحول

ادواردو آنیلی، فرزند خانواده‌ای ثروتمند در ایتالیا و وارث خاندان صنعتی فیات بود و به باشگاه یوونتوس نیز تعلق خانوادگی داشت. روایت‌های متعددی درباره آشنایی او با اسلام و قرآن و تحول فکری‌اش منتشر شده است.

بر اساس این روایت‌ها، او در دوران تحصیل با قرآن آشنا شد و در مسیر جست‌وجوی حقیقت به اسلام گرایش پیدا کرد. سرگذشت او برای کسانی که بر نقش محیط در سرنوشت انسان تأکید می‌کنند، نمونه‌ای قابل تأمل است.

در نگاه توحیدی، محیط می‌تواند بر انسان اثر بگذارد، اما محیط همه حقیقت نیست. خداوند می‌تواند مسیر هدایت انسان را حتی در شرایطی فراهم کند که از نگاه ما، احتمال آن بسیار کم به نظر می‌رسد.

همین معنا در داستان آسیه نیز دیده می‌شود؛ زنی که در خانه فرعون زندگی می‌کرد، اما به الگویی برای ایمان تبدیل شد.

روایت تحول «شهید امیر»

نمونه دیگری که در برخی سخنرانی‌ها و نقل‌ها مطرح شده، داستان جوانی است که با عنوان «شهید امیر» شناخته می‌شود و نامه او به مجله «زن روز» درباره شرایط خانوادگی و فشارهای اخلاقی و جنسی، مورد استناد قرار گرفته است.

او در نامه‌ای خود را جوانی هفده‌ساله معرفی می‌کند که در خانواده‌ای مرفه زندگی می‌کرد، اما به دلیل شرایط خانوادگی و نبود نظارت و ارتباط مناسب با والدین، با موقعیتی دشوار مواجه شده بود.

در بخشی از نامه، از تنهایی خود و فشارهایی که برای ارتکاب گناه احساس می‌کرد سخن گفته و از مخاطبان مجله درخواست راهنمایی کرده بود.

مدتی بعد، در نامه دیگری اعلام کرد که پس از خوابی که دیده و مشورت با روحانی مسجد، «دانشگاه اصلی» را جبهه دانسته و عازم جبهه شده است.

در ادامه این روایت آمده است که او در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسید.

این داستان، در صورت صحت جزئیات نقل‌شده، از این جهت قابل تأمل است که نشان می‌دهد حتی یک جوان در شرایط خانوادگی دشوار نیز ممکن است مسیر دیگری برای زندگی خود پیدا کند.

خداوند؛ خدای همه انسان‌ها و همه مکان‌ها

نمونه‌هایی مانند ادواردو آنیلی، آسیه و داستان‌های نقل‌شده درباره افرادی که از محیط‌های نامناسب به سوی ایمان حرکت کرده‌اند، یک پیام مشترک دارند: والدین نباید قدرت هدایت الهی را نادیده بگیرند.

خداوند محدود به یک شهر، خانواده یا محیط خاص نیست.

هدایت الهی می‌تواند در شرایطی اتفاق بیفتد که از نگاه انسان، بسیار دور از انتظار است.

اما این به معنای کنار گذاشتن مسئولیت والدین نیست.

تضرع و توکل؛ سنگر آرامش در تربیت

پدرها و مادرها باید به خداوند اعتماد کنند و نگاه توحیدی خود و فرزندانشان را تقویت کنند. تربیت فرزند باید بر شناخت خدایی استوار باشد که هم قادر مطلق است و هم رحمان و رحیم.

امروز وقتی والدین می‌بینند برخی برنامه‌ها و محتواهای نامناسب در فضای مجازی میلیون‌ها بازدید دارند، طبیعی است که نگران شوند. اما نگرانی نباید به ناامیدی تبدیل شود.

اگر فرزند شما یک محتوای نامناسب دیده یا خطایی مرتکب شده، به این معنا نیست که دیگر هیچ راهی باقی نمانده است.

کار والدین، انجام وظیفه است؛ هدایت نهایی انسان‌ها در اختیار خداوند است.

بنابراین، والدین باید از یک سو وظایف تربیتی خود را جدی بگیرند و از سوی دیگر، خود را همه‌کاره تربیت ندانند.

توکل، جایگزین مسئولیت نیست

البته توکل به خدا به هیچ عنوان به معنای کنار گذاشتن مسئولیت نیست.

اینکه پدر یا مادر بگوید «خدا بزرگ است، فرزندم را به خدا سپردم» و در نتیجه هیچ اقدامی برای تربیت، آموزش، نظارت و اصلاح شرایط انجام ندهد، توکل نیست؛ بلکه می‌تواند فرار از مسئولیت باشد.

توکل واقعی یعنی وظیفه خود را بشناسی، تا جایی که می‌توانی تلاش کنی و سپس نتیجه را به خداوند بسپاری.

والدین باید مهارت‌های تربیتی را بیاموزند، درباره مسائل تربیتی مطالعه کنند، با فرزند خود ارتباط مؤثر برقرار کنند و در برابر آسیب‌های محیطی هوشیار باشند؛ اما در کنار همه اینها باید بدانند که هیچ مهارتی، جای ارتباط با خدا و توکل به او را نمی‌گیرد.

تربیت جنسی و مسئله ازدواج

یکی از موضوعاتی که در مدیریت غریزه جنسی در آموزه‌های دینی مورد توجه قرار گرفته، ازدواج است.

بر همین اساس، مسئله آماده‌سازی جوانان برای ازدواج نیز اهمیت پیدا می‌کند. البته این موضوع با پرسش‌ها و موانعی مانند سن، شرایط اقتصادی، هزینه‌های زندگی و آمادگی فردی همراه است.

ممکن است گفته شود: «چطور می‌توان جوانان هفده یا هجده‌ساله را برای ازدواج آماده کرد؟»

یا پرسش دیگری مطرح شود: «با هزینه‌های سنگین زندگی و شرایط اقتصادی چه باید کرد؟»

پاسخ این نگاه توحیدی آن است که اگر انسان فقط خودش و امکانات مادی موجود را ببیند، بسیاری از راه‌ها دشوار یا حتی ناممکن به نظر می‌رسد؛ اما در کنار همه محاسبات، باید خداوند را نیز در نظر داشت.

این البته به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی نیست؛ بلکه به معنای آن است که مشکلات نباید انسان را از تلاش و امید به خداوند بازدارند.

جمع‌بندی؛ سه خطای مهم در تربیت

جمع‌بندی این بحث را می‌توان در سه نکته خلاصه کرد:

نخست اینکه سخت بودن راهکارها و قدرت عوامل مخالف نباید والدین را به ناامیدی برساند. اینکه فضای اطراف ما آلوده است یا عوامل اثرگذار بر فرزندان قدرتمند هستند، به این معنا نیست که تلاش تربیتی بی‌فایده است.

دوم اینکه توانایی‌ها، دانش، مهارت و تجربه نباید انسان را مغرور کند. مهارت‌های تربیتی لازم‌اند، اما نباید باعث شوند والدین تصور کنند همه‌چیز در اختیار آنهاست.

سوم اینکه توکل به خدا نیز نباید بهانه‌ای برای تنبلی و ترک مسئولیت شود. توکل با بی‌عملی تفاوت دارد.

راه درست این است:

وظیفه‌ات را بشناس؛ آن را انجام بده؛ تمام توانت را به کار بگیر، اما دلت را به توانایی خودت خوش نکن. به خدایی تکیه کن که همه‌کاره است.

در تربیت فرزند، به‌ویژه در حوزه تربیت دینی و جنسی، این نگاه اهمیت اساسی دارد. والدین باید مسئولیت خود را انجام دهند، اما بدانند که هدایت نهایی قلب انسان‌ها در اختیار خداوند است.

پس نه از سختی مسیر بترسیم و مأیوس شویم، نه به مهارت‌های خود مغرور شویم و نه به نام توکل، مسئولیت خود را کنار بگذاریم.

تلاش از ماست، توکل با ماست و هدایت در نهایت به دست خداوند است.

کد مطلب 2278373

  • وقتی «تربیت» والدین را مضطرب می‌کند؛ خدا در این میان چه نقشی دارد؟

    وقتی «تربیت» والدین را مضطرب می‌کند؛ خدا در این میان چه نقشی دارد؟

  • ذکری که آیت‌الله شبیری زنجانی(ره) بعد از نماز ترک نمی‌کردند؛ نسخه‌ای برای گشایش در مشکلات

    ذکری که آیت‌الله شبیری زنجانی(ره) بعد از نماز ترک نمی‌کردند؛ نسخه‌ای برای گشایش در مشکلات

  • احکام شرعی | نگاه به نامحرم برای ازدواج تا کجا جایز است؟

    احکام شرعی | نگاه به نامحرم برای ازدواج تا کجا جایز است؟

  • از تلاوت تا تدبر؛ ۴ محور اصلی جلسات خانگی قرآن را بشناسید

    از تلاوت تا تدبر؛ ۴ محور اصلی جلسات خانگی قرآن را بشناسید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Are you human? Please solve:Captcha