وقتی ظاهر زن به معیار جذب مشتری، افزایش فروش یا پذیرش در محیط کار تبدیل میشود، مرز میان «انتخاب شخصی» و «فشار برای دیدهشدن» کجاست؟ زن و مرد در کرامت انسانی برابرند، اما هنگامی که ارزش زن با زیبایی ظاهری و میزان توجهی که از دیگران دریافت میکند سنجیده شود، این خطر وجود دارد که انسانِ پشت این ظاهر به حاشیه برود. پرسش اصلی اینجاست: آیا ارزش یک زن را باید در نگاه دیگران جستوجو کرد یا در حقیقت وجود و کرامت انسانی او؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، زن و مرد هر دو از کرامت ذاتی برخوردارند؛ کرامتی که با چهره، اندام، لباس یا میزان جذابیت ظاهری تعریف نمیشود. انسان به دلیل برخورداری از عقل، اراده و قدرت انتخاب، صاحب جایگاهی است که نمیتوان ارزش آن را در معیارهای بازار و نگاه مشتری خلاصه کرد.
کرامت زن؛ گوهری که نباید در بازار نگاه دیگران ارزان شود
زن و مرد از منظر کرامت انسانی در جایگاهی برابر قرار دارند و جنسیت نمیتواند ملاک برتری یا پایینتر بودن یکی نسبت به دیگری باشد. با این حال، زمانی که ارزش زن با میزان جذابیت ظاهری، پسند مشتری یا معیارهای بازار سنجیده شود، این خطر وجود دارد که حقیقت کرامت انسانی او به حاشیه رانده شود.
همه انسانها از کرامت ذاتی برخوردارند. این کرامت را میتوان در دو مرتبه مورد توجه قرار داد؛ نخست، کرامت جسمانی که به ویژگیهای طبیعی و ساختار وجودی انسان مربوط است و از همین رو، خداوند انسان را از نظر وجودی از دیگر موجودات متمایز کرده است. مرتبه دیگر، کرامت روحانی است که به حقیقت و هویت انسان بازمیگردد و ریشه در برخورداری او از عقل، اراده و قدرت انتخاب دارد. همین ویژگیهاست که امکان رشد و تعالی انسان را فراهم میکند و به او جایگاهی ویژه در نظام آفرینش میبخشد.
از آنجا که کرامت روحانی با فطرت انسان پیوند دارد، زن و مرد در اصل برخورداری از این کرامت تفاوتی با یکدیگر ندارند. هر دو از عقل، اراده، اختیار و استعدادهای معنوی برخوردارند و جنسیت، معیار ارزشگذاری انسانها نیست. آنچه موجب تعالی انسان میشود، چگونگی استفاده از این تواناییها در مسیر کمالات انسانی است.
در نگاه اسلام نیز زن و مرد از حیث ارزش انسانی برابرند؛ با این حال، تفاوتهای جسمی و روحی میان آنان سبب شده است که برخی حقوق و تکالیف متناسب با ویژگیهای هر یک تعریف شود. بنابراین، برخورداری از حقوق برابر لزوماً به معنای یکسانبودن همه حقوق و وظایف نیست؛ بلکه مسئولیتها و وظایف هر یک متناسب با تواناییها و ویژگیهای آنان تنظیم شده است.
در مقابل این نگاه، رویکردی در فرهنگ غرب شکل گرفت که در آن، ارزش زن بهتدریج با نمایش جذابیتهای ظاهری او در جامعه پیوند خورد؛ گویی زن همچون یک تابلوی هنری، هرچه چشمنوازتر باشد، ارزش بیشتری پیدا میکند. پس از رنسانس و با آغاز انقلاب صنعتی، استفاده ابزاری از زنان در حوزه تولید و فروش در غرب گسترش یافت. زنان از یک سو بهعنوان نیروی کار ارزان مورد استفاده قرار گرفتند و از سوی دیگر، بهتدریج به ابزاری برای جذب مشتری و افزایش رونق اقتصادی تبدیل شدند. این روند بعدها با طرح برخی شعارهای فمینیستی و تأکید بر تشابه حقوق زن و مرد گسترش بیشتری یافت و در این میان، نقشهای اصیل مادری و همسری نیز بهتدریج کمرنگ شد.
متأسفانه در سالهای اخیر، تحت تأثیر برخی الگوهای فرهنگی غرب، در جامعه ما نیز حضور زن در خارج از خانه و اشتغال، گاه بهعنوان یک ارزش مستقل و حتی معیاری برای موفقیت اجتماعی مطرح شده است؛ بهگونهای که برخی زنان برای حضور بیشتر در عرصههای شغلی با یکدیگر به رقابت میپردازند.
اسلام با حضور اجتماعی و فعالیت اقتصادی زن در خارج از خانه مخالفتی ندارد؛ اما این فعالیت نباید به قیمت خدشهدارشدن کرامت انسانی او تمام شود. زمانی که از جذابیت ظاهری زنان در محیطهای تجاری برای جلب مشتری استفاده میشود، زن از جایگاه انسانی و شخصیت مستقل خود فاصله گرفته و به وسیلهای برای تبلیغ، فروش و سودآوری تبدیل میشود.
امروزه زنان و دختران جوان بسیاری برای پذیرفتهشدن در برخی محیطهای کاری، خود را ناچار میبینند که ظاهرشان را مطابق انتظار کارفرما تنظیم کنند؛ گویی هرچه چهرهای آراستهتر و جذابتر داشته باشند، شایستگی بیشتری برای حضور در محیط کار خواهند داشت. این فشار در برخی محیطهای کاری مردانه بیشتر احساس میشود؛ جایی که زن ممکن است برای ترغیب مشتری به خرید، ساعتها ظاهر و آرایش خود را حفظ کند و حتی در طول روز چندین بار آن را تجدید و تثبیت نماید. نتیجه چنین شرایطی میتواند فاصلهگرفتن تدریجی فرد از هویت و شخصیت واقعی خویش باشد.
بیتردید، شرایط اقتصادی در انتخاب چنین مشاغلی بیتأثیر نیست؛ اما گاهی هزینهای که زن برای حفظ این ظاهر و برآوردهکردن انتظارات محیط کار پرداخت میکند، حتی ممکن است از درآمدی که در قبال کار خود دریافت میکند بیشتر باشد. در چنین وضعیتی، چیزی که با عنوان «جذابیت ظاهری» بهعنوان یک امتیاز برای زن معرفی میشود، در عمل میتواند به وسیلهای برای اعمال فشار، بهرهکشی و تحمیل هزینههای بیشتر بر او تبدیل شود.
اما پرسش اساسی اینجاست: ارزش واقعی انسان به چه چیزی وابسته است؟
قیمت و ارزش انسان تا حد زیادی به تعریفی بستگی دارد که او از خودش دارد. هر اندازه زندگی را ارزشمندتر بدانیم، حاضر خواهیم بود برای حفظ و تعالی آن هزینه بیشتری بپردازیم. اگر انسان، خود را صرفاً در ویژگیهای جسمانی خلاصه کند و قد، وزن، چهره، زیبایی ظاهری یا توانمندیهای بدنی را معیار ارزش خویش قرار دهد، در واقع ارزش خود را در سطح کمالات ظاهری و مادی محدود کرده است.
نگاه دیگران به ما چیزی نیست که همیشه بتوانیم آن را کنترل کنیم؛ آنچه اهمیت بیشتری دارد، نوع نگاه خود ما به خویشتن است. شادی و آرامش واقعی نباید وابسته به قضاوت و تأیید دیگران باشد.
زن، گوهری ارزشمند است و هنگامی که برای جلب نگاه دیگران ناچار شود دائماً خود را در معرض نمایش قرار دهد، ممکن است کرامت و ارزش حقیقی او زیر سایه توجه دیگران قرار گیرد. انسانی که ارزش خویش را در نگاه دیگران جستوجو میکند، بهتدریج از هویت واقعی خود فاصله میگیرد و ممکن است به ابزاری برای تأمین خواستهها و انتظارات دیگران تبدیل شود.
جایگاه و منزلت زن را نه بازار تعیین میکند و نه میزان رضایت مشتری. زن نباید برای بهدستآوردن مقبولیت اجتماعی، شخصیت و هویت خود را به وسیلهای برای جلب نگاه دیگران تبدیل کند.
کرامت حقیقی انسان با افزایش یا کاهش زیباییهای ظاهری بیشتر یا کمتر نمیشود؛ زیرا ارزش انسان از حقیقت وجودی و کرامت انسانی او سرچشمه میگیرد، نه از میزان جذابیتی که دیگران برای او قائل هستند.
منبع:حوزه
کد مطلب 2277386
-
وقتی زیبایی به قیمت کرامت زن تمام میشود؛ زن برای دیدهشدن چقدر باید هزینه بدهد؟
-
چه کسی به جای ما انتخاب میکند؟؛ وقتی الگوریتمها سلیقه، رفتار و هویت انسان را شکل میدهند
-
۵ سوگند الهی پیش از اعلام یک حقیقت بزرگ؛ چه کسانی در «روز جدایی» گرفتار میشوند؟
-
پیام تسلیت آیتالله مظاهری در پی ارتحال آیتالله شبیری زنجانی
-
والدین بخوانند؛ اشتباهاتی که نوجوان را از خانواده فراری میدهد!