از یک سرمایه‌گذاری پرریسک دارسی تا امپراتوری نفتی بریتانیا در ایران

از یک سرمایه‌گذاری پرریسک دارسی تا امپراتوری نفتی بریتانیا در ایران

تاریخ نفت ایران داستانی است از امتیازهای اقتصادی، رقابت قدرت‌ها و تغییر تدریجی موازنه میان ایران و بریتانیا. لئوناردو داوودی در کتاب «نفت ایرانی» با بررسی اسناد و مکاتبات تازه، روندی را روایت می‌کند که از امتیاز دارسی آغاز شد و در پیوند با انقلاب مشروطه و ورود دولت بریتانیا به مالکیت شرکت نفت، به گسترش نفوذ این کشور در نفت ایران انجامید.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا – طاهره مهری: کتاب «نفت ایرانی؛ نفت، امپراتوری و انقلاب مشروطه در ایران اواخر عصر قاجاری» تالیف لئوناردو داوودی با ترجمه محمود مقدس از سوی انتشارات شیرازه به بازار کتاب آمد.

این کتاب به تاریخ نفت در ایران می‌پردازد. در دوره‌ای که با تولد این صنعت از طریق یک سرمایه‌گذاری نامطمئن آغاز می‌شود و با تبدیل شدنش به یکی از بزرگترین شرکت‌های نفتی انگلستان پایان می‌یابد. نویسنده کتاب با پیگیری گام به گام این تغییر و تحول چشمگیر، آن هم در دوره‌ای نسبتا کوتاه، نشان می‌دهد که چنین تغییر و تحولی بدون حضور فعال دولت انگلیس در تمامی مراحل کار غیرممکن بود. حضوری که با ایفای نقش به نظر ساده یک واسطه مالی آغاز شد و با اخذ جایگاه سهامدار اصلی پایان یافت. حاصل این پیوند روزافزون دولت انگلیس و سرمایه‌گذاری در نفت ایران، تحلیل رفتن جایگاه دولت ایران در امتیازنامه دارسی بود که درنتیجه اقدامات حقوقی و مالی غیرشفاف، فشارهای امپراتوری بریتانیا، بی‌کفایتی‌های اولیه و هرج و مرج ناشی از انقلاب مشروطه ایران را به نحوی فزاینده از حق اظهارنظر در مورد توسعه آینده منابع نفتی‌اش محروم کرد و به سقوط جایگاه دولت ایران در امتیاز مذکور انجامید. در این خصوص با محمود مقدس، پژوهشگر تاریخ و مترجم کتاب «نفت ایرانی» به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

داستان پیچیده نفت ایرانی
محمود مقدس

به دلیل دارا بودن کدام ویژگی‌ها تصمیم به ترجمه کتاب «نفت ایرانی» گرفتید؟

… واقعیت آن است که نفت و نقش آن در شکل‌گیری تاریخ معاصر ایران، موضوعی ناشناخته برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به تاریخ این کشور نیست. تقریباً هر پژوهشگری که با تحولات اقتصادی و سیاسی ایران مدرن سروکار دارد، با کلیات ورود نفت به عرصه حیات اقتصادی و اجتماعی کشور آشنایی دارد؛ بااین‌حال، جزئیات مربوط به چگونگی کشف نفت، روند شکل‌گیری امتیازات نفتی و فراز و نشیب‌های سیاسی و اقتصادی همراه با آن، همچنان با ابهام‌ها و خلأهای پژوهشی قابل‌توجهی مواجه است. مطالعات انجام‌شده درباره نخستین مراحل سرمایه‌گذاری نفتی در ایران، اگرچه اطلاعات ارزشمندی فراهم کرده‌اند، اما در بسیاری از موارد نتوانسته‌اند به پرسش‌های اساسی درباره مناسبات، تصمیمات و رویدادهای این دوره پاسخ کافی دهند.

بخشی از این کاستی را باید در چگونگی شکل‌گیری نخستین روایت‌های تاریخی درباره صنعت نفت جست‌وجو کرد. نخستین آثار مربوط به تاریخ این تجارت، عمدتاً به سفارش وارثان و مدیران شرکتِ شکل‌گرفته از امتیازنامه دارسی تدوین شدند. اسناد به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که در برخی از این آثار، مطالب تاریخی تحت تأثیر ملاحظات سازمانی و منافع شرکت مورد بازنگری و تعدیل قرار گرفته است. دستورالعمل‌های صادرشده از سوی مدیران ارشد شرکت نیز بر ضرورت ارائه تصویری مطلوب از فرایند سرمایه‌گذاری و نقش شخصیت‌های اصلی آن تأکید داشته است. ازاین‌رو، اگرچه نمی‌توان این آثار را به‌ طور کامل در زمره پژوهش‌های مستقل دانشگاهی قرار داد، روایت‌های شکل‌گرفته در آن‌ها درباره مراحل اولیه فعالیت نفتی، در برخی پژوهش‌های بعدی نیز بازتاب یافته و تداوم پیدا کرده است.

کتاب «نفت ایرانی» با بهره‌گیری از مجموعه‌ای از خاطرات و مکاتبات تازه‌یافته آنتوان کتابچی، از شخصیت‌های مؤثر در انعقاد قرارداد دارسی، امکان بازسازی دقیق‌تر روند شکل‌گیری این امتیاز را فراهم کرده است. این اسناد که به زبان‌های فرانسوی، فارسی، ارمنی، ترکی عثمانی و انگلیسی نگاشته شده‌اند، در کنار اسناد آرشیوی وزارت خارجه، وزارت دریاداری و وزارت هند بریتانیا و همچنین اسناد شرکت نفت ایران و انگلیس، زمینه ارائه روایتی جامع‌تر از این دوره را فراهم می‌کنند. افزون بر این، بررسی مکاتبات شخصیت‌هایی همچون چرچیل، سِر ادوین سراسپرینگ رایس، دارسی، جان کدمن، یانگ، گرینوی و ویلسون، ابعاد تازه‌ای از مناسبات سیاسی، اقتصادی و اداری مرتبط با شکل‌گیری صنعت نفت در ایران را آشکار می‌سازد و درک دقیق‌تر این مقطع مهم از تاریخ معاصر ایران را امکان‌پذیر می‌کند.

داستان پیچیده نفت ایرانی

به طور مختصر شرحی از تاریخ نفت در ایران بیان کنید؟

واقعیت این است که تاریخ نفت در این سرزمین تاریخ طولانی و پرفراز و نشیبی است که در یک نوشتار کوتاه نمی‌گنجد اما به اجمال باید عرض کرد پیشینه نفت در ایران به اواخر قرن سیزده بازمی‌گردد، هرچند استفاده از تراوش‌های طبیعی نفت در سرزمین ایران سابقه‌ای بسیار قدیمی داشت. نقطه عطف این تاریخ، اعطای امتیاز دارسی به ویلیام ناکس دارسی بود که براساس آن، حق اکتشاف و استخراج نفت در بخش وسیعی از ایران به وی واگذار شد. پس از چند سال عملیات اکتشافی، در سال ۱۲۸۶ نفت در مسجدسلیمان کشف شد و این رویداد آغاز صنعت مدرن نفت در ایران بود. پس از کشف نفت، شرکت نفت انگلیس و ایران شکل گرفت و فعالیت‌های استخراج و صادرات نفت توسعه یافت. نفت به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین منابع اقتصادی کشور و در عین حال یکی از عوامل اصلی در روابط سیاسی ایران با قدرت‌های خارجی تبدیل شد. در دهه‌های بعد، اختلاف بر سر سهم ایران از درآمدهای نفتی و نحوه اداره صنعت نفت افزایش یافت و سرانجام به نهضت ملی شدن صنعت نفت انجامید. در سال ۱۳۲۹ دولت محمد مصدق صنعت نفت ایران را ملی کرد. اما پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، ساختار اداره صنعت نفت تغییر یافت و کنسرسیوم بین‌المللی مسئولیت تولید و صادرات نفت را برعهده گرفت. در جریان انقلاب هم نقش بی‌بدیل اعتصابات کارگران پالایشگاه‌های کشور و کاهش شدید درآمدهای نفتی نقش به‌سزایی در سقوط رژیم پهلوی ایفا نمود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، صنعت نفت تحت مدیریت جمهوری اسلامی قرار گرفت و همچنان یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد ایران باقی ماند. در دهه‌های اخیر نیز نفت علاوه بر اهمیت اقتصادی، در سیاست خارجی، تحولات اجتماعی و روابط ایران با قدرت‌های جهانی نقش مهمی داشته است. درمجموع، تاریخ نفت ایران را می‌توان بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ اقتصادی، سیاسی و تحولات معاصر کشور دانست.

به طور کلی حضور انگلیسی‌ها برای نفت در ایران چگونه رقم خورد و بزرگترین شرکت‌های نفتی انگلستان در تاریخ نفت ایران از چه جایگاهی برخوردار هستند؟

براساس این تحلیل، افزایش نفوذ بریتانیا در صنعت نفت ایران را نمی‌توان صرفاً پیامد قدرت سیاسی و اقتصادی این کشور دانست، بلکه این نفوذ در بستر مجموعه‌ای از شرایط داخلی و خارجی شکل گرفت. ضعف اقتدار دولت مرکزی، بحران مالی، محدودیت‌های اداری و حقوقی، فشارهای ناشی از رقابت روسیه و بریتانیا و کاستی‌های موجود در تنظیم امتیازات اقتصادی، ازجمله عواملی بودند که قدرت چانه‌زنی دولت قاجار را کاهش دادند و امکان گسترش تدریجی حضور سرمایه و شرکت‌های خارجی را فراهم کردند. در چنین شرایطی، اعطای امتیازات اقتصادی به خارجیان تا حد زیادی با نیاز دولت به منابع مالی و ضرورت مقابله با فشارهای سیاسی و اقتصادی پیوند داشت. از سوی دیگر، محدودیت تجربه و توان حقوقی و تجاری ایران در مواجهه با ساختارهای پیچیده سرمایه‌گذاری خارجی، موجب شد پیامدهای بلندمدت برخی قراردادها و ترتیبات مالکیتی به‌ طور کامل مورد توجه قرار نگیرد. بدین ترتیب، مجموعه‌ای از ضعف‌های ساختاری داخلی در کنار قدرت و ظرفیت سازمان‌یافته بازیگران خارجی، زمینه شکل‌گیری عدم توازن تدریجی میان طرف ایرانی و سرمایه‌گذاران بریتانیایی را فراهم ساخت.

بااین‌حال، در خوانش داوودی، این فرایند را نباید از ابتدا به‌ عنوان طرحی کاملاً منسجم و دولتی از سوی بریتانیا در نظر گرفت. حضور اولیه در حوزه نفت عمدتاً از مسیر سرمایه‌گذاری خصوصی، فعالیت کارآفرینان و نقش واسطه‌های اقتصادی شکل گرفت و امتیاز دارسی نیز در آغاز بیشتر ماهیتی تجاری و سرمایه‌گذاری داشت. کشف نفت تجاری در مسجدسلیمان در سال ۱۲۸۷، نقطه عطفی بود که اهمیت اقتصادی این فعالیت را به سطحی راهبردی ارتقا داد. از این زمان، دولت بریتانیا به‌تدریج دریافت که نفت ایران می‌تواند با منافع گسترده‌تر امپراتوری و نیازهای راهبردی آن، به‌ویژه در حوزه انرژی و نیروی دریایی، پیوند بخورد. تأسیس شرکت نفت انگلیس و ایران و ورود مستقیم دولت بریتانیا به مالکیت آن، این تحول را تثبیت کرد و شرکت را از یک بنگاه اقتصادی به نهادی با اهمیت سیاسی و راهبردی تبدیل ساخت. بنابراین، جایگاه بریتانیا در نفت ایران حاصل یک حرکت تدریجی بود؛ حرکتی که از سرمایه خصوصی آغاز شد، با کشف نفت اهمیت بیشتری یافت و درنهایت، از طریق پیوند منافع شرکت با سیاست‌های دولت بریتانیا، به گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی این کشور در ایران انجامید.

داستان پیچیده نفت ایرانی

انگلستان ابتدا به عنوان سهامدار ظاهر شد و به‌تدریج جایگاه این کشور ارتقاء یافت و امتیازاتی را دریافت کرد، کدام ضعف ایران، انگلستان را به این جایگاه رساند؟

برای پاسخ به این سوال باید چگونگی شکل‌گیری پیوند میان منافع اقتصادی، سیاست‌های امپراتوری بریتانیا، سرمایه‌گذاری‌های خصوصی و شبکه‌های واسطه‌ای را مورد توجه قرار داد، پیوندی که درنهایت به شکل‌گیری صنعت مدرن نفت در ایران انجامید. از این منظر، حضور بریتانیا در صنعت نفت ایران را نمی‌توان صرفاً نتیجه طرحی از پیش تعیین‌شده و یکپارچه از سوی دولت بریتانیا تلقی کرد. چنان‌که داوودی نشان می‌دهد، این حضور در فرایندی تدریجی و درنتیجه تعامل میان سرمایه‌گذاران خصوصی، واسطه‌های اقتصادی، کارگزاران سیاسی و اداری و نهادهای دولتی بریتانیا شکل گرفت.

نقطه عطف این فرایند، اعطای امتیاز نفت به ویلیام ناکس دارسی بود. این امتیاز امکان اکتشاف و استخراج نفت را در بخش گسترده‌ای از قلمروی ایران برای دارسی فراهم کرد. بااین‌حال، اهمیت امتیاز دارسی صرفاً در مفاد حقوقی آن خلاصه نمی‌شد، بلکه شبکه‌ای از روابط و مناسبات اقتصادی و سیاسی در پشت شکل‌گیری آن قرار داشت. بررسی این شبکه به روشن‌ شدن نقش واسطه‌ها و شخصیت‌هایی کمک می‌کند که میان سرمایه‌های خارجی و ساختار قدرت و اقتصاد ایران ارتباط برقرار می‌کردند. پس از چند سال عملیات اکتشافی و سرمایه‌گذاری، کشف نفت در مسجدسلیمان در سال ۱۹۰۸ نقطه عطف دیگری در این روند بود. این کشف، فعالیتی را که در ابتدا ماهیتی خصوصی و تجاری داشت، به‌تدریج به موضوعی با اهمیت راهبردی برای بریتانیا تبدیل کرد. در پی این تحول، در سال ۱۹۰۹ شرکت نفت ایران و انگلیس (Anglo-Persian Oil Company) تأسیس شد و حقوق ناشی از امتیاز دارسی به این شرکت انتقال یافت. از این مرحله به بعد، فعالیت نفتی در ایران وارد مرحله‌ای سازمان‌یافته‌تر شد و استخراج، پالایش و صدور نفت در مقیاسی گسترده توسعه یافت. شرکت نفت انگلیس و ایران به‌تدریج از یک بنگاه اقتصادی فراتر رفت و به یکی از مهم‌ترین مؤسسات اقتصادی و راهبردی بریتانیا تبدیل شد. این اهمیت به‌ویژه در سال ۱۲۹۳ آشکارتر شد، زمانی که دولت بریتانیا با خرید بخش عمده سهام شرکت، حدود ۵۱ درصد مالکیت آن را در اختیار گرفت. این اقدام تا حد زیادی با تحولات راهبردی نیروی دریایی بریتانیا و ضرورت تأمین مطمئن نفت برای ناوگان این کشور ارتباط داشت. درنتیجه، پیوند میان صنعت نفت ایران و منافع دولت بریتانیا بیش از پیش تقویت شد.

بر این اساس، حضور بریتانیا در نفت ایران فرایندی تدریجی بود که از سرمایه‌گذاری خصوصی آغاز شد و پس از کشف نفت، به مسئله‌ای راهبردی برای دولت بریتانیا تبدیل گردید. شرکت نفت انگلیس و ایران مهم‌ترین نهاد واسط در این تحول بود و با گسترش قدرت و نفوذ آن، مسئله نفت از یک فعالیت اقتصادی صرف فراتر رفت و به موضوعی مرتبط با حاکمیت، مالکیت منابع، منافع ملی و روابط ایران با قدرت‌های خارجی تبدیل شد. همین جایگاه در دهه‌های بعد، زمینه‌ساز شکل‌گیری مناقشات گسترده درباره حقوق نفتی ایران و سرانجام نهضت ملی‌شدن صنعت نفت گردید. اهمیت خوانش داوودی در کتاب «نفت ایرانی» این است که تاریخ نفت ایران را به روایت ساده «ورود بریتانیا و تصاحب نفت ایران» تقلیل نمی‌دهد، بلکه نشان می‌دهد حضور بریتانیا حاصل برهم‌کنش پیچیده سرمایه، واسطه‌گری، مناسبات سیاسی، رقابت‌های امپراتوری و نیازهای راهبردی بود. چنین رویکردی امکان فهم دقیق‌تر سازوکارهایی را فراهم می‌کند که از طریق آن‌ها نفوذ اقتصادی بریتانیا به‌تدریج به نفوذ سیاسی و راهبردی در عرصه نفت ایران تبدیل شد.

داستان پیچیده نفت ایرانی
شرکت نفت ایران و انگلیس

آیا می‌توان افزایش نفوذ بریتانیا در صنعت نفت ایران را نتیجه برتری سیاسی، اقتصادی دانست؟

براساس تحلیل نویسنده کتاب، افزایش نفوذ بریتانیا در صنعت نفت ایران را نمی‌توان صرفاً نتیجه برتری سیاسی، اقتصادی و امپراتوری این کشور دانست، بلکه این نفوذ درنتیجه تعامل پیچیده میان شرایط داخلی ایران و تحولات نظام بین‌الملل شکل گرفت. در داخل ایران، ضعف اقتدار دولت مرکزی، محدودیت توان اداری و اجرایی، بحران مالی و وابستگی روزافزون به منابع و سرمایه خارجی، قدرت چانه‌زنی دولت قاجار را کاهش داده بود. از سوی دیگر، قرار گرفتن ایران در فضای رقابت روسیه و بریتانیا، استقلال تصمیم‌گیری حکومت را بیش از پیش محدود می‌کرد. در چنین شرایطی، اعطای امتیازات اقتصادی به اتباع و شرکت‌های خارجی تنها یک انتخاب اقتصادی نبود، بلکه در بسیاری موارد راهکاری برای تأمین منابع مالی و مدیریت فشارهای سیاسی نیز محسوب می‌شد. در کنار این عوامل، ضعف تجربه حقوقی و تجاری ایران در مواجهه با الگوهای جدید شرکت‌داری، سرمایه‌گذاری و مالکیت نیز موجب شد دولت ایران نتواند همواره پیامدهای بلندمدت قراردادها و امتیازات اعطاشده را به‌درستی ارزیابی و از منافع خود صیانت کند. مجموعه این عوامل، محیطی را ایجاد کرد که در آن سرمایه و شرکت‌های بریتانیایی می‌توانستند به‌تدریج دامنه فعالیت و نفوذ خود را گسترش دهند.

بااین‌حال، نکته اساسی در تحلیل داوودی آن است که نباید این فرایند را از ابتدا به‌ صورت طرحی کاملاً منسجم، دولتی و از پیش طراحی‌شده از سوی بریتانیا تلقی کرد. در مراحل نخست، انگیزه اصلی بیش از آن‌که مستقیماً از سیاست رسمی دولت بریتانیا ناشی شود، در فعالیت سرمایه‌گذاران خصوصی، کارآفرینان، واسطه‌ها و شبکه‌های مالی و تجاری ریشه داشت. امتیاز دارسی نیز در چنین بستری شکل گرفت و در ابتدا بیش از آن‌که بخشی از یک پروژه دولتی برای کنترل نفت ایران باشد، یک سرمایه‌گذاری خصوصی با ریسک اقتصادی قابل‌توجه محسوب می‌شد. اما کشف نفت تجاری در مسجدسلیمان وضعیت را به‌ طور بنیادین تغییر داد. اهمیت اقتصادی نفت، همراه با نیازهای راهبردی بریتانیا، به‌ویژه در ارتباط با تحولات نیروی دریایی، سبب شد دولت بریتانیا به‌تدریج نفت ایران را نه صرفاً یک موضوع تجاری، بلکه بخشی از منافع راهبردی و امپراتوری خود تلقی کند. درنتیجه، میان فعالیت اقتصادی شرکت‌ها و اهداف دولت بریتانیا پیوندی فزاینده ایجاد شد. تأسیس شرکت نفت انگلیس و ایران و سپس ورود مستقیم دولت بریتانیا به ساختار مالکیت آن در سال ۱۲۹۳، مرحله مهمی در این تحول بود. از این مقطع، جایگاه شرکت در اقتصاد ایران و ارتباط آن با سیاست خارجی و منافع راهبردی بریتانیا به‌مراتب پررنگ‌تر شد. بنابراین، مسیر نفوذ بریتانیا را باید فرایندی تدریجی دانست که از سرمایه‌گذاری خصوصی آغاز شد، با کشف نفت اهمیت اقتصادی و راهبردی پیدا کرد و درنهایت با حمایت و مشارکت مستقیم دولت بریتانیا به یک ساختار قدرتمند اقتصادی ـ سیاسی تبدیل شد.

از این منظر، مسئله اصلی تنها «دخالت خارجی» نبود، بلکه نحوه شکل‌گیری عدم توازن قدرت میان طرف ایرانی و طرف بریتانیایی اهمیت داشت. هرچه ارزش اقتصادی نفت افزایش یافت و ساختارهای شرکتی و مالی پیچیده‌تر شد، ظرفیت شرکت برای تأثیرگذاری بر تصمیمات اقتصادی و سیاسی نیز افزایش پیدا کرد؛ در مقابل، دولت ایران همچنان با محدودیت‌های مالی، اداری و حقوقی مواجه بود. به همین دلیل، نفت به‌تدریج از یک منبع طبیعی و یک فعالیت اقتصادی به موضوعی مرتبط با حاکمیت، مالکیت منابع، استقلال سیاسی و منافع ملی ایران تبدیل شد. همین تحول در بلندمدت زمینه شکل‌گیری مناقشات گسترده بر سر حقوق نفتی ایران و سرانجام نهضت ملی‌شدن صنعت نفت را فراهم کرد.

انقلاب مشروطه چه تاثیری بر تاریخ نفت در ایران داشت؟

از منظر لئوناردو داوودی در کتاب نفت ایرانی، انقلاب مشروطه را نمی‌توان رویدادی مستقل از تحولات اقتصادی و مناسبات خارجی ایران در آغاز قرن بیستم تلقی کرد. این انقلاب در شرایطی رخ داد که نظام امتیازات خارجی، ورود سرمایه‌های بین‌المللی و رقابت قدرت‌های خارجی بر سر منابع و منافع اقتصادی ایران در حال گسترش بود. ازاین‌رو، مشروطه با دگرگون کردن فضای سیاسی و حقوقی کشور، بر بستری که تحولات اولیه صنعت نفت در آن شکل گرفت، تأثیر گذاشت. یکی از مهم‌ترین پیامدهای این تحول، برجسته‌ شدن مفاهیمی همچون حاکمیت ملی، قانون، مسئولیت حکومت و حقوق ملت بود. درنتیجه، اعطای امتیازات خارجی به‌تدریج از محدوده تصمیم‌گیری شخص شاه و دربار فراتر رفت و به موضوعی مرتبط با منافع عمومی و حقوق جامعه تبدیل شد. همچنین، شکل‌گیری مجلس و گسترش قانون‌گرایی، زمینه‌ای ایجاد کرد که در آن تصمیمات اقتصادی و قراردادهای خارجی بیش از گذشته در معرض نظارت و مناقشه سیاسی قرار گرفتند. در چنین فضایی، امتیازات اقتصادی و به‌ویژه امتیازات مرتبط با منابع طبیعی، نمی‌توانستند صرفاً به‌ عنوان توافق‌هایی میان حکومت و سرمایه‌گذاران خارجی تلقی شوند، بلکه به‌تدریج با پرسش‌هایی درباره حدود اختیارات حکومت و جایگاه منافع عمومی پیوند خوردند.

اهمیت این تحول زمانی روشن‌تر می‌شود که هم‌زمانی انقلاب مشروطه با ظهور نفت تجاری در ایران مورد توجه قرار گیرد. انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۵ رخ داد و تنها دو سال بعد، نفت در مسجدسلیمان به‌ صورت تجاری کشف شد. بنابراین، صنعت نفت ایران در شرایطی پا گرفت که ساختار سیاسی کشور در حال گذار بود و مفاهیمی چون قانون، مجلس، حاکمیت و حقوق ملت جایگاه تازه‌ای در فضای سیاسی ایران پیدا کرده بودند. بااین‌حال، بر اساس رویکرد داوودی، نباید میان انقلاب مشروطه و ملی‌ شدن نفت رابطه‌ای مستقیم و علّی برقرار کرد. مشروطه به‌تنهایی زمینه ملی‌ شدن صنعت نفت را ایجاد نکرد، بلکه با تغییر زبان سیاسی و حقوقی کشور، چارچوب مفهومی جدیدی را برای طرح و پیگیری منازعات مربوط به امتیازات خارجی فراهم آورد. در دهه‌های بعد، همین مفاهیم در نقد سلطه شرکت نفت انگلیس و ایران و در منازعات مربوط به مالکیت و کنترل منابع نفتی اهمیت بیشتری یافتند و امکان طرح مطالباتی چون حاکمیت ملی، حقوق ملت، استقلال اقتصادی و کنترل منابع طبیعی را فراهم کردند. از این منظر، اهمیت انقلاب مشروطه در تاریخ نفت ایران را باید بیش از هر چیز در دگرگونی چارچوب سیاسی، حقوقی و مفهومی کشور در آستانه ظهور صنعت نفت جست‌وجو کرد؛ زیرا نفت تجاری در ایران در شرایطی ظهور کرد که مسئله نفوذ خارجی، امتیازات اقتصادی و نحوه واگذاری منابع کشور، بیش از گذشته به موضوعی عمومی و سیاسی تبدیل شده بود.

داستان پیچیده نفت ایرانی
لئوناردو داوودی

لئوناردو داوودی کیست و از چه زاویه‌ای به تاریخ نفت ایران توجه کرده است و تمرکز او بیشتر بر کدام دوره زمانی است؟

لئوناردو داوودی پژوهشگر تاریخ معاصر و تاریخ جهانی در مرکز تاریخ جهانی آکسفورد (Oxford Centre for Global History) است و دکترای خود را از کالج سنت‌آنتونی دانشگاه آکسفورد گرفته است. حوزه پژوهشی او در تقاطع امپریالیسم و سرمایه‌داری قرار دارد. مهم‌ترین اثر او درباره ایران، کتاب «نفت ایرانی: نفت، امپراتوری و انقلاب در ایرانِ اواخر دوره قاجار»است که نخستین‌بار در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. داوودی در این کتاب تاریخ شکل‌گیری صنعت نفت ایران را از منظری متفاوت با روایت‌های متعارف بررسی کرده است. همانطور که پیشتر عنوان شد، داوودی موضوع نفت را در پیوند با مناسبات میان سرمایه، قدرت سیاسی، امپریالیسم، ساختارهای حقوقی و تحولات داخلی ایران قرار می‌دهد.

تمرکز زمانی داوودی عمدتاً بر اواخر دوره قاجار و سال‌های نخست شکل‌گیری صنعت نفت ایران است. نقطه آغاز تحلیل او امتیاز دارسی در سال ۱۲۸۰ است و بررسی وی تا سال‌های جنگ جهانی اول و تثبیت جایگاه شرکت نفت در ایران ادامه می‌یابد. در این فاصله، رویدادهایی همچون ورود سرمایه و شرکت‌های بریتانیایی، نقش واسطه‌هایی مانند آنتوان کتابچی، انقلاب مشروطه، مقاومت‌های ایلی، کشف نفت در مسجدسلیمان در سال ۱۲۸۷، تأسیس شرکت نفت انگلیس و ایران در سال ۱۲۸۸ و سرانجام ورود مستقیم دولت بریتانیا به ساختار مالکیت شرکت در سال ۱۲۹۳، در مرکز توجه او قرار دارند. بنابراین، مسئله اصلی پژوهش داوودی صرفاً «کشف نفت» یا «دخالت بریتانیا» نیست؛ بلکه پرسش بنیادی او این است که چگونه و تحت تأثیر چه مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی، یک فعالیت اقتصادی محدود به‌تدریج به عرصه‌ای برای اعمال قدرت اقتصادی و سیاسی بریتانیا در ایران تبدیل شد. در این چارچوب، ضعف مالی و اداری دولت قاجار، محدودیت اقتدار دولت مرکزی، رقابت روسیه و بریتانیا، کاستی‌های نظام حقوقی و تجاری ایران و تحولات ناشی از انقلاب مشروطه، در کنار منافع و تحرکات سرمایه‌گذاران و دولت بریتانیا، در شکل‌گیری مناسبات نفتی ایران نقش پیدا می‌کنند. ازاین‌رو، رویکرد داوودی را می‌توان تلاشی برای بازخوانی تاریخ نفت ایران از خلال تعامل سرمایه‌داری، امپریالیسم و تحولات سیاسی ـ حقوقی ایران دانست؛ رویکردی که بیش از آن‌که بر پیامدهای نهایی صنعت نفت تمرکز داشته باشد، بر فرایند تدریجی شکل‌گیری قدرت نفتی بریتانیا در ایران تأکید می‌کند.

داستان پیچیده نفت ایرانی

در فصل پنجم کتاب به مذاکره با بختیاری‌ها و مخالفت دولت اشاره شده است، آیا در تاریخ نفت ایران با مقاومت اقوام مختلف نیز روبه‌رو هستیم، آیا اقوام مختلف ایرانی نیز امتیازی برای نفت تقاضا می‌کنند؟

یکی از وجوه مهم تاریخ اولیه صنعت نفت ایران که در تحلیل لئوناردو داوودی نیز مورد توجه قرار گرفته، مواجهه شرکت‌های نفتی خارجی با قدرت‌های محلی و ایلات در مناطق نفت‌خیز جنوب ایران است. در اواخر دوره قاجار، اقتدار دولت مرکزی در سراسر قلمروی کشور یکسان نبود و در برخی مناطق، ایلات و خوانین از قدرت سیاسی و اقتصادی قابل‌توجهی برخوردار بودند. ازاین‌رو، دریافت امتیاز نفت از دولت مرکزی لزوماً به معنای برخورداری شرکت خارجی از امکان اجرای بی‌دردسر آن در تمام قلمروی ایران نبود. شرکت برای انجام عملیات اکتشاف و توسعه منابع نفتی، ناگزیر بود با نیروهای محلی نیز وارد مذاکره شود. تجربه بختیاری‌ها نمونه‌ای برجسته از این وضعیت است. فعالیت‌های اکتشافی در قلمروی آنان با مخالفت و محدودیت‌هایی مواجه شد و شرکت برای تداوم عملیات خود ناچار به مذاکره با خوانین بختیاری گردید. این مذاکرات درنهایت به توافقی انجامید که منافع اقتصادی مشخصی را برای رهبران بختیاری در نظر می‌گرفت. بنابراین، نیروهای محلی در این مرحله صرفاً در جایگاه مخالفان فعالیت نفتی قرار نداشتند، بلکه به بازیگرانی تبدیل شدند که می‌توانستند از موقعیت سیاسی و قلمرویی خود برای چانه‌زنی و کسب منافع اقتصادی استفاده کنند.

نمونه بختیاری را می‌توان در کنار مناسبات شرکت با دیگر صاحبان قدرت محلی، ازجمله شیخ خزعل در خوزستان، قرار داد. در چنین مواردی، شرکت نفت برای دسترسی به مناطق موردنظر و تأمین امنیت فعالیت‌های خود، علاوه بر اتکا به امتیازی که از دولت مرکزی دریافت کرده بود، به جلب رضایت قدرت‌های محلی نیز نیاز داشت. از این منظر، تاریخ اولیه نفت ایران را نمی‌توان صرفاً به رابطه دوقطبی میان دولت ایران و شرکت‌های بریتانیایی تقلیل داد، بلکه این تاریخ در بستری چندلایه شکل گرفت که در آن دولت قاجار، شرکت‌های نفتی، دولت بریتانیا و نیروهای محلی همگی در فرایند شکل‌گیری مناسبات نفتی نقش داشتند. درواقع، ضعف اقتدار دولت مرکزی موجب شد میان «حاکمیت حقوقی» دولت بر منابع کشور و «قدرت عملی» در مناطق مختلف فاصله‌ای پدید آید و شرکت نفت برای پر کردن این فاصله به مذاکره، پرداخت و اعطای منافع به صاحبان قدرت محلی متوسل شود. ازاین‌رو، مقاومت بختیاری‌ها و دیگر نیروهای محلی را باید بخشی از فرایند چانه‌زنی بر سر کنترل منابع، قلمرو و منافع حاصل از نفت دانست، فرایندی که نشان می‌دهد شکل‌گیری صنعت نفت در ایران نه یک روند خطی، بلکه نتیجه تعامل و کشمکش میان سطوح مختلف قدرت سیاسی و اقتصادی بود.

۲۵۹

کد مطلب 2279731

  • از یک سرمایه‌گذاری پرریسک دارسی تا امپراتوری نفتی بریتانیا در ایران

    از یک سرمایه‌گذاری پرریسک دارسی تا امپراتوری نفتی بریتانیا در ایران

  • دختران دانش‌آموز در کلاس آشپزی؛ سال ۵۲ / عکس

    دختران دانش‌آموز در کلاس آشپزی؛ سال ۵۲ / عکس

  • آیا اسب تروا واقعاً وجود داشته است؟

    آیا اسب تروا واقعاً وجود داشته است؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Are you human? Please solve:Captcha